بايد يه اعترافي بكنم
نِسبت به تِرم اول اُفت كردم
از اِمتنام زياد راضي نيستم به جز چندتاشون!!!!
باورم نميشه!
يه لحظه داشتم به اين فك مي كردم كه سال ديگه همين موقع
چه لَحظات حساسي مي تونه باشه برا منو هم كلاسيامو همه ي سومي ها
نمي دونم تابستون چه جوري بايد درس بخونم
شايد برم كآنون
حالا فعلا يه دو سه روزي نمي خوام سَمت كتابام برم
مي خوام يه نَفس راحتي بكشم

خدا گويد:
تو اي زيباتر از خورشيد زيبايم،
تو اي والاترين مهمان دنيايم،
بدان آغوش من باز است،
شروع كن!
يك قدم با تو،تمام گام هاي مانده اش با من...
بعد نوشت:آرزومند آرزوهاتونم
و اميدوارم از باغ آرزوها و دعاهاتون يه گل هديه بگيرم
نه دروغ هاي قشنگ ...
نه سكوت تلخ شاعرانه ...
نه ادعاهاي بزرگ ...
نه بزرگ هاي پر ادعا ...
دلم يك دوست مي خواهد
يك دوست كه بشود با او
"درد دل" كرد ...

خيلي سخت بود جواباي سوالاشم طولاني بود:(
هيچكس راضي نبود
منم خراب كردم
الآن فقط آرزو مي كنم نمره بيارم!(ميبيني كارم به كجا كشيده تو رو خدا!)
از يكي از دبيرام پرسيدم:
زير چه نمره اي تجديده؟
گف مهديه تو به تجديدي فك مي كني؟!
گفتم خيلي سخت بود
گف: ميدونم. زير 14 بعدش گف براي نهايي اينجوري نخوني!
+ من مطمئنم كه امتحاناي نهايي بالاي18
+ معدلم بالاي 19 ميشه مثله ترم اول
خدايا كمكم كن

اگه واقعا اينجوريه تعارف نكنين بگين بهم نارت نميشم
كمي تا قسمتي انتقاد پذيرم
البته لازم نيس بگين از نظرات و كامنتاي فراوونتون معلومه!
مي ترسم آخرش وبم به علت بالا بودن تعداد كامنت ها فيلتر شه:D
شايدم من بايد شيوه وبلاگ نويسيمو تغيير بدم
به اين فِكر مي كنَمـ ...
كِـ لآلآيي هاي مــــــــــــــــادَرَم زير كدامـ بالِش كودَكي اَم
جآ مآنده كِـ سال هاست نتوانِستم بخوابَم آسوده.


معناي زنده بودن من،با تو بودن است.
نزديك ،دور
سير ،گرسنه
رها ، اسير
دلتنگ، شاد
آن لحظه اي كه بي تو سرآيد مرا،مباد!
مفهومِ مرگِ من
در راه سرافرازي تو ، در كنار تو
مفهوم زندگي ست.
معناي عشق نيـــــــز
در سرنوشتِ من
با تو ، هميشه با تو ، براي تو، زيستن.
فريدون مشيري

در 4شنبه آخر سال وسيله ي اياب و ذهاب مهياست مكان نمونه محموديه زمان ساعت17تا20
بابام گفت 4شنبه سوري كه هفته ي ديگه ست!![]()
منم گفتم حتما چون هفته ي ديگه تعطيله اين امر مهم و خير زود تر برگزار ميشه :دي
منم ساعت 18 حاظر شدم و رفتم اولش خيلي بي مزه بود
بچه ها همين جوري تو سالن نشسته بودن
يك نفر هم مزه مي پروند![]()
منم پشيمون شدم كه رفتم![]()
ولي بعدش باحال شد با چند تا از بچه ها رفتيم تو يكي از اتاقاي خوابگاه آهنگ گذاشتيم و رقصيديم
يه دفه يكي از اين سرپرستا اومد تو اتاق زود گوشيا رو جمع كرديم گفت گوشي ممنوع![]()
ما هم گفتيم چشم 
بعدشم رفتيم تو حياط مردسه يه عالمه ترقه و فشفشه زديم و دو تا فانوس خوشگل فرستاديم بالا 
خعلي بالا رفت بچه ها همه هووووووو هووووووو دست جيغ (عين اين نديد بديدا)
در همين حين مهشيد داشت با دوربينش فيلم مي گرفت
هنگامه هم گف بذار منم فيلم بگيرم گوشيشو درآورد داش فيلم مي گرفت كه يهو
معاونمون (اون بداخلاقه) اومد گفت گوشيتو بده من
ما خعلي ترسيديم طفلي دوست جونيم چقده بد شانسه گريه مي كرد گوشيشو نمي داد
خيلي اصرار كرد ولي بازم گوشيشو گرفتن اون شب حسابي حرومش شد
شامس مهشيد دوربينشو نديدن وگرنه دوربينشو مي گرفتن همش به ما شوك وارد ميشد![]()
بعضي از اين چهارما كه ديگه قرار نبود بعد عيد بيان آبغوره مي گرفتن
بعدشم ساندويچ سالاد الويه نوش جان كرديم و قرار گذاشتيم از فرداش ديگه نريم مردسه
خدافزي كرديم تا سال 92 ايشالله 
روي هم رفته شب بدي نبود 
بعد نوشت : من لينك تكوني كردم ببخشيد اگه پاك شدين

به خواب مي ماند ،
تنها به خواب مي ماند
چراغ ، آينه ، ديوار ، بي تو غمگينند
تو نيستي كه ببيني
چگونه با ديوار
به مهرباني يك دوست از تو مي گويم
تو نيستي كه ببيني ، چگونه از ديوار
جواب مي شنوم
فريدون مشيري